hunker down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hun·ker down/ˈhʌŋkər daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — پناه گرفتن

پناه گرفتنچمباتمه زدن

به‌ویژه هنگام خطر یا هوای بد، در جای امنی چمباتمه زدن یا پناه گرفتن.

To crouch or stay in a protected place, especially during danger or bad weather.

«در طول طوفان در زیرزمین پناه گرفتیم.»

We hunkered down in the basement during the storm.

«سربازان پشت دیوار چمباتمه زدند و پناه گرفتند.»

The soldiers hunkered down behind the wall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crouchچمباتمه زدن

روزمره. برای پایین آوردن بدن می‌تواند جایگزین hunker down شود، مثل Crouch behind the wall، اما مفهوم ماندن در پناه برای امنیت را ندارد. برای حالت بدنیِ صرف به کار می‌رود.

Everyday. It replaces 'hunker down' for lowering the body, as in 'Crouch behind the wall,' but it lacks the idea of staying put for safety. Choose it for the physical posture alone.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — سفت‌وسخت مشغول شدن

سفت‌وسخت مشغول شدنبا تمرکز کار کردن

برای مدتی در جایی ماندن و با تمرکز روی کاری مشغول شدن.

To settle in and focus on a task for a sustained period.

«باید با تمرکز بنشینم و این گزارش را تمام کنم.»

I need to hunker down and finish this report.

«او برای یک آخرهفته درس خواندن، جدی مشغول شد.»

She hunkered down for a weekend of studying.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000