بازگشت

hunger

hun·ger/ˈhʌŋɡər/
noun (اسم)common
گرسنگیاشتها

احساس فیزیکی نیاز به غذا

The physical feeling of needing food.

«بعد از یک روز طولانی بدون غذا گرسنه بود.»

He felt hunger after a long day without food.

«گرسنگی در بسیاری کشورها مشکل است.»

Hunger is a problem in many countries.

تفاوت با واژه‌های مشابه
appetiteاشتها

رایج. میل به غذا، گاهی کمتر از شدت گرسنگی است.

Common. Desire for food, sometimes less intense than hunger.

starvationقحطی

رسمی یا شدید. گرسنگی شدید که معمولا به بیماری یا مرگ منجر می‌شود.

Formal or extreme. Severe hunger, often leading to illness or death.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000