بازگشت

hurl

/hɜːrl/
hurlto throw forcefully
verb (فعل)common
past (گذشته): hurledpast participle (مفعولی): hurled-ing (حال): hurling3rd (سوم): hurls
پرتاب کردنانداختن

چیزی را با نیروی زیاد پرتاب کردن.

To throw something with great force.

«او توپ را با زور از آن طرف زمین پرتاب کرد.»

He hurled the ball across the field.

«او با عصبانیت سنگی به سمت پنجره انداخت.»

Angrily, she hurled a stone at the window.

تفاوت با واژه‌های مشابه
throwانداختن

رایج. معمولاً وقتی منظور انداختن اشیاء در هواست جایگزین است ولی hurl تأکید بر نیروی بیشتر یا خشم دارد.

Common. Usually interchangeable when referring to propelling objects through the air, but 'hurl' emphasizes greater force or anger.

lobپرنمودن

غیررسمی. به معنی پرتاب آرام یا با قوس بلند است و بیشتر ورزشی کاربرد دارد؛ با hurl که نیرو را تاکید می‌کند قابل جایگزینی نیست.

Informal. Means to throw gently or in a high arc, so used in sports; not interchangeable with 'hurl' which implies force.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000