hustly-bustly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hus·tly-bus·tly/ˈhʌsli ˈbʌsli/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more hustly-bustlysuperlative (عالی): most hustly-bustly

صفت — پرهیاهو

پرهیاهوشلوغ و پرجنب‌وجوش

پر از رفت‌وآمد، شلوغی و جنب‌وجوش.

Full of busy, noisy movement and activity.

«صبحی شلوغ و پرجنب‌وجوش در ایستگاه بود.»

It was a hustly-bustly morning at the station.

«آن‌ها در خیابانی پرهیاهو مغازه‌ای باز کردند.»

They opened a shop on a hustly-bustly street.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000