بازگشت

ideally

i·de·al·ly/aɪˈdɪəli/
ideala perfect standard or model-lyin the manner of, adverb form
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): idealposition (جایگاه): middle
به‌طور ایده‌آلبه‌طور کامل

به بهترین یا مناسب‌ترین شکل ممکن؛ به طور کامل و ایده‌آل.

In the best or most suitable way; perfectly.

«به‌طور ایده‌آل، باید پروژه را تا جمعه تمام کنیم.»

Ideally, we should finish the project by Friday.

«به‌طور ایده‌آل، دما زیر ۲۰ درجه باقی می‌ماند.»

Ideally, the temperature stays below 20 degrees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
perfectlyبه‌طور کامل

رایج است. در موقعیت‌هایی که بر کامل یا کامل بودن تأکید دارند جایگزین می‌شود؛ مثلاً «برنامه به‌طور کامل کار می‌کند»، اما همیشه در سناریوهای عمومی ایده‌آل کاربرد ندارد.

Common. Interchangeable in contexts emphasizing perfection or completeness; for example, 'The plan works perfectly' but not always in more general ideal scenarios.

optimallyبهینه

رسمی/فنی. بیشتر در زمینه‌های علمی یا فنی به معنای بهترین حالت استفاده می‌شود. در برخی زمینه‌ها می‌تواند جایگزین ideally شود اما بیشتر جنبه تخصصی دارد.

Formal/technical. Used mostly in scientific or technical contexts to mean the best possible way. Can replace 'ideally' in some contexts but sounds more specialized.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000