بازگشت

identify

i·den·ti·fy/aɪˈdɛntɪˌfaɪ/
identisame, equal-fyto make or cause
verb (فعل)common
past (گذشته): identifiedpast participle (مفعولی): identified-ing (حال): identifying3rd (سوم): identifies
شناسایی کردنتشخیص دادن

شناختن و نام بردن کسی یا چیزی.

To recognize and name someone or something.

«پلیس مظنون را شناسایی کرد.»

Police identified the suspect.

«می‌توانی این گیاه را شناسایی کنی؟»

Can you identify this plant?

تفاوت با واژه‌های مشابه
recognizeشناختن

در بسیاری از موقعیت‌ها قابل جایگزینی است اما identify تأیید دقیق‌تر فرد یا چیز را دارد.

Interchangeable in many contexts but 'identify' implies confirming exactly who or what.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000