بازگشت

confuse

/kənˈfjuz/
verb (فعل)common
past (گذشته): confusedpast participle (مفعولی): confused-ing (حال): confusing3rd (سوم): confuses
سردرگم کردنگیج کردن

کسی را دچار سردرگمی کردن یا اجازه ندادن که واضح فکر کند یا چیزی را بفهمد.

To make someone unable to think clearly or understand something.

«دستورالعمل‌ها مرا گیج می‌کنند.»

The instructions confuse me.

«دو ایده را با هم اشتباه نگیرید.»

Don't confuse the two ideas.

تفاوت با واژه‌های مشابه
perplexسرگشته کردن

رسمی. به معنای سردرگم یا گیج کردن است؛ در متون رسمی قابل جایگزین است.

Formal. Means to confuse or puzzle; interchangeable in formal contexts.

baffleگيج كردن

رایج. سردرگمی شدید، در بسیاری موارد با confuse قابل تعویض است.

Common. Strong confusion, interchangeable with confuse in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000