بازگشت

ill-treat

/ɪlˈtriːt/
ill-badlytreatto behave toward or deal with
verb (فعل)common
past (گذشته): ill-treatedpast participle (مفعولی): ill-treated-ing (حال): ill-treating3rd (سوم): ill-treats
بدرفتاری کردنبی‌ادبی کردن

رفتار بد یا ناعادلانه با کسی یا چیزی داشتن.

To behave badly or unfairly toward someone or something.

«او توسط کارفرمایش بدرفتاری شد.»

He was ill-treated by his employer.

«نباید با حیوانات بدرفتاری کرد.»

Animals should not be ill-treated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mistreatبدرفتاری کردن

رایج. مترادف مستقیم و مورد استفاده در موارد رسمی و غیررسمی.

Common. Direct synonym used in formal and informal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000