بازگشت

immaturity

im·ma·tu·ri·ty/ˌɪməˈtʃʊərɪti/
im-not / oppositematurefully developed-itystate or quality
noun (اسم)common
نارساییعدم بلوغکم‌تجربگی

کیفیت یا حالتی که در آن کسی یا چیزی رشد یا تجربه کامل ندارد.

The quality or state of being immature; lack of full development or experience.

«عدم بلوغ او در تصمیمات بی‌پروا مشخص بود.»

His immaturity showed in his reckless decisions.

«نارسایی در گیاه باعث رشد ناقص شد.»

Immaturity in the plant caused stunted growth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
naivetyنادانی

رایج. بر نداشتن تجربه یا پیچیدگی تاکید دارد.

Common. Focuses on lack of experience or sophistication.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000