بازگشت

immobility

im·mo·bil·i·ty/ɪˌmoʊˈbɪləti/
im-negation / notmobileable to move-itystate or condition
noun (اسم)formal
بی‌حرکتیعدم توانایی حرکت

وضعیتی که در آن فرد یا جسم قادر به حرکت نیست.

The condition of being unable to move.

«تصادف باعث بی‌حرکتی او برای چندین هفته شد.»

The accident caused her immobility for weeks.

«بی‌حرکتی مفاصل می‌تواند منجر به سفتی شود.»

Immobility of joints can lead to stiffness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stasisایستایی

رسمی/فنی. به عدم حرکت، معمولاً در زمینه پزشکی یا زیستی اشاره دارد.

Formal/technical. Refers to lack of movement, often in medical or biological contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000