بازگشت

mobility

mo·bil·i·ty/moʊˈbɪl.ə.ti/
mo·bilmove-itystate or quality of
noun (اسم)common
تحرک قابلیت جابه‌جایی

توانایی حرکت کردن یا جابه‌جایی آزادانه و آسان.

The ability to move or be moved freely and easily.

«تحرک بیمار پس از جراحی بهتر شد.»

The patient's mobility improved after surgery.

«برنامه‌ریزی شهری بر تحرک ساکنان تأثیر می‌گذارد.»

Urban planning affects the mobility of residents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
movementحرکت

رایج. معنی مشابه ولی movement کلی‌تر است و به هر نوع حرکت اشاره می‌کند.

Common. Similar meaning but 'movement' is more general and can refer to motion in any context, not just physical mobility.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000