imperturbable

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·per·tur·ba·ble/ˌɪmpərˈtɜːrbəbl/
im-notperturbdisturb-ablecapable of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more imperturbablesuperlative (عالی): most imperturbable

صفت — آرام

آرامساکتبی‌تابی‌ناپذیر

ناتوان از ناراحت یا مضطرب شدن؛ آرام و متین.

Unable to be upset or agitated; calm and composed.

«او در بحران آرام و متین ماند.»

She remained imperturbable during the crisis.

«رفتار آرام او همه را آرام کرد.»

His imperturbable manner calmed everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calmآرام

متداول. معنای نزدیک ولی ممکن است شدت کمتر آرامش را برساند.

Common. Very close in meaning but can imply less extreme composure.

unflappableبی‌هیجان

غیررسمی. تقریباً مترادف، تأکید بر ناآشفتگی سریع.

Informal. Nearly synonymous, emphasizes not getting upset easily.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000