in a jam
/ɪn ə dʒæm/
phrase (عبارت)informal
عبارت — گرفتار بودن
گرفتار بودندر مخمصه بودن
در موقعیتی دشوار بودن که باید زود برایش راهحلی پیدا کرد.
In a difficult situation that needs a quick solution.
«اگر گرفتار شدی، به من زنگ بزن.»
“Call me if you are in a jam.”
«بعد از خراب شدن ماشین، در مخمصه افتادیم.»
“We were in a jam after the car broke down.”