in a jam

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn ə dʒæm/
phrase (عبارت)informal

عبارت — گرفتار بودن

گرفتار بودندر مخمصه بودن

در موقعیتی دشوار بودن که باید زود برایش راه‌حلی پیدا کرد.

In a difficult situation that needs a quick solution.

«اگر گرفتار شدی، به من زنگ بزن.»

Call me if you are in a jam.

«بعد از خراب شدن ماشین، در مخمصه افتادیم.»

We were in a jam after the car broke down.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000