in on
/ɪn ɑn/
phrase (عبارت)informal
عبارت — در جریان بودن
در جریان بودندست داشتن
از یک راز یا نقشه باخبر بودن یا در آن دخالت داشتن.
aware of or involved in a secret, plan, or activity
«مایا از غافلگیری خبر داشت؟»
“Was Maya in on the surprise?”
«آنها مرا در جریان نقشه گذاشتند.»
“They let me in on the plan.”