in shape

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn ʃeɪp/
1phrase (عبارت)common

عبارت — سرحال و آماده بودن

سرحال و آماده بودنآمادگی بدنی داشتن

از نظر بدنی سالم و آماده بودن.

physically fit and healthy.

«برای حفظ آمادگی بدنی ورزش می‌کنم.»

I exercise to stay in shape.

«او حالا آمادگی بدنی خیلی خوبی دارد.»

She is in great shape now.

2phrase (عبارت)common

عبارت — در وضعیت بودن

در وضعیت بودنحال‌وروز داشتن

در وضعیت یا حالت مشخصی بودن.

in a specified condition or state.

«آن خانهٔ قدیمی هنوز وضعیت خوبی دارد.»

The old house is still in good shape.

«ماشین وضعیت خوبی نداشت.»

The car was in poor shape.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000