in plain sight

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn pleɪn saɪt/
phrase (عبارت)common

عبارت — جلوی چشم

جلوی چشمآشکارا

کاملاً پیدا و بدون پنهان شدن بودن.

clearly visible and not hidden.

«کلیدها روی میز جلوی چشم بودند.»

The keys were in plain sight on the table.

«او نامه را آشکارا گذاشت.»

He left the letter in plain sight.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000