in someone's face

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in some·one's face/ɪn ˈsʌmwʌnz feɪs/
phrase (عبارت)informal

عبارت — توی صورت کسی بودن

توی صورت کسی بودنبه کسی چسبیدن

به‌شکلی پرخاشگرانه و آزاردهنده خیلی به کسی نزدیک شدن.

very close to someone in an aggressive or confrontational way.

«خبرنگار پرخاشگرانه به بازیگر نزدیک شد.»

The reporter got in the actor's face.

«دست از سرزنش تند من دربارهٔ آن بردار.»

Stop getting in my face about it.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000