in the driver's seat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in the driv·er's seat/ɪn ðə ˈdraɪvərz sit/
phrase (عبارت)common

عبارت — در موضع کنترل

در موضع کنترلسکان‌دار

کنترل اوضاع را در دست داشتن و تصمیم‌گیرنده بودن.

In control of a situation and able to make decisions.

«با آن قرارداد، کنترل اوضاع دست ماست.»

With that contract, we are in the driver's seat.

«او خودش را در جایگاه تصمیم‌گیری قرار داد.»

She put herself in the driver's seat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000