in the flesh

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn ðə flɛʃ/
phrase (عبارت)common

عبارت — حضوری

حضوریاز نزدیک

به‌صورت حضوری، نه در عکس یا روی صفحه.

Present in person rather than seen in a picture or on a screen.

«بالاخره او را حضوری ملاقات کردم.»

I finally met her in the flesh.

«مجسمه از نزدیک بزرگ‌تر به نظر می‌رسد.»

The statue looks larger in the flesh.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000