بازگشت
adjective (صفت)common
شامل شدهدر بر گرفته شده
جزئی از یک کل بودن؛ دربرداشتن یا داشتن بخشی از چیزی.
Contained as part of a whole; being part of something.
«صبحانه در قیمت هتل لحاظ شده است.»
“Breakfast is included in the hotel price.”
«او همه را در طرح دخالت داد.»
“He included everyone in the plan.”
تفاوت با واژههای مشابه
contained— محتوی
رایج. معنای مشابه برای چیزهایی که در داخل یا جزئی از مجموعه هستند.
Common. Similar meaning used for things inside or part of a group or set.