individual component

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·di·vid·u·al com·po·nent/ˌɪndəˈvɪdʒuəl kəmˈpoʊnənt/
noun (اسم)commonplural (جمع): individual components

اسم — جزء جداگانه

جزء جداگانهبخش منفرد

یک بخش جداگانه از یک کل یا سامانهٔ بزرگ‌تر.

one separate part of a larger whole or system

«پیش از مونتاژ، هر جزء جداگانه را آزمایش کنید.»

Test each individual component before assembly.

«یک بخش منفرد را می‌توان به‌راحتی تعویض کرد.»

An individual component can be replaced easily.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000