informed consent

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·formed con·sent/ɪnˈfɔrmd kənˈsɛnt/
noun (اسم)formal

اسم — رضایت آگاهانه

رضایت آگاهانه

رضایتی که فرد پس از آگاهی از اطلاعات و خطرهای مربوط می‌دهد.

Permission given after a person understands the relevant facts and risks.

«بیماران باید پیش از جراحی رضایت آگاهانه بدهند.»

Patients must give informed consent before surgery.

«این پژوهش به رضایت آگاهانهٔ هر شرکت‌کننده نیاز دارد.»

The study requires informed consent from every participant.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000