بازگشت

ingredient

in·gre·di·ent/ɪnˈɡriːdiənt/
noun (اسم)common
plural (جمع): ingredients
ماده تشکیل‌دهندهجزء مواد

ماده‌ای که جزئی از مخلوط است، مخصوصاً در آشپزی یا دستور غذا.

A substance that is part of a mixture, especially in cooking or recipes.

«آرد یک ماده ضروری در نان است.»

Flour is an essential ingredient in bread.

«قبل از آشپزی همه مواد را بررسی کن.»

Check all ingredients before cooking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
componentجزء

رایج. بخشی از یک کل، کاربرد گسترده فراتر از آشپزی.

Common. A part of a whole, broadly used beyond cooking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000