inhere

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·here/ɪnˈhɪər/
in-withinhereexist
verb (فعل)formalpast (گذشته): inheredpast participle (مفعولی): inhered-ing (حال): inhering3rd (سوم): inheres

فعل — درنهاد داشتن

درنهاد داشتنذاتی بودن

به عنوان ویژگی دائمی و جدایی‌ناپذیر در چیزی وجود داشتن.

To exist as a permanent and inseparable quality within something.

«ریسک‌ها در هر تجارت ذاتی هستند.»

Risks inhere in every business venture.

«شجاعت در شخصیت او وجود دارد.»

Courage inheres in his character.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000