1noun (اسم)commonاین رایجترین معنی این واژه است
plural (جمع): inheritances ارثمیراث
مال، پول، دارایی یا مقامی که فرد از یک متوفی یا اجداد خود دریافت میکند.
Property, money, or a title received from an ancestor or predecessor.
«او ارث زیادی از مادربزرگش دریافت کرد.»
“She received a large inheritance from her grandmother.”
«خانه بخشی از میراث او بود.»
“The house was part of his inheritance.”
تفاوت با واژههای مشابه
legacy— میراث (معنوی یا مادی باقیمانده از گذشته یا متوفی/وصیت شده در وصیتنامه و... اما شامل اموال کلی و رسمی ارث نمی شود.)، یادگار، ترکه، هدیه، بخشش، بخشش با وصیت، میراث معنوی، میراث فرهنگی، میراث قومی، میراث تاریخی، میراث ملی، میراث بین المللی، (در کل چیزی که از قبل می رسد (برای مثال یک بیماری که از پدرش به ارث برده) )، ارثیه، ارث و میراث، ارثیه خانوادگی، ارثیه پدری، ارثیه مادری، ارثیه اجدادی، ارثیه اجداد، ارثیه متوفی، ارثیه فامیلی، ارثیه اقوام، ارثیه خویشاوندان، ارثیه دوستان، ارثیه آشنایان، ارثیه بزرگان، ارثیه بزرگان خاندان، ارثیه بزرگان فامیل، ارثیه بزرگان قوم، ارثیه بزرگان ایل، ارثیه بزرگان عشایر، ارثیه بزرگان روستا، ارثیه بزرگان شهر، ارثیه بزرگان کشور، ارثیه بزرگان ملت، ارثیه بزرگان جامعه، ارثیه بزرگان جهان، ارثیه بزرگان عالم، ارثیه بزرگان بشریت، ارثیه بزرگان انسانیت، ارثیه بزرگان دین، ارثیه بزرگان مذهب، ارثیه بزرگان قومیت، ارثیه بزرگان قبیله، ارثیه بزرگان طایفه، ارثیه بزرگان تیره، ارثیه بزرگان عشیره، ارثیه بزرگان ایل و طایفه، ارثیه بزرگان عشیره و تیره، ارثیه بزرگان ایل و عشیره، ارثیه بزرگان ایل و تیره، ارثیه بزرگان قوم و قبیله، ارثیه بزرگان قوم و طایفه، ارثیه بزرگان قوم و تیره، ارثیه بزرگان قوم و عشیره، ارثیه بزرگان قبیله و طایفه، ارثیه بزرگان قبیله و تیره، ارثیه بزرگان قبیله و عشیره، ارثیه بزرگان طایفه و تیره، ارثیه بزرگان طایفه و عشیره، ارثیه بزرگان تیره و عشیره متضادها
وراثتژنهای به ارث رسیده
ویژگیهای ژنتیکی که از والدین به فرزندان منتقل میشود.
The genetic characteristics transmitted from parents to offspring.
«چشمهای آبی میراثی ژنتیکی از پدرش است.»
“Blue eyes are an inheritance from her father.”
«برخی بیماریها از طریق وراثت منتقل میشوند.»
“Some diseases are passed down through inheritance.”
تفاوت با واژههای مشابه
به ارث بردنارثبری
عمل یا فرآیند دریافت دارایی، پول، یا صفات ژنتیکی از اجداد.
The act or process of receiving property, money, or genetic traits from an ancestor.
«به ارث بردن تاج و تخت مسئلهای پیچیده بود.»
“The inheritance of the throne was a complex matter.”
«حق ارثبری او به چالش کشیده شد.»
“His right of inheritance was challenged.”
تفاوت با واژههای مشابه