inner circle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·ner cir·cle/ˈɪnər ˈsɜrkəl/
noun (اسم)commonplural (جمع): inner circles

اسم — حلقهٔ نزدیکان

حلقهٔ نزدیکانمحفل درونی

گروه کوچک و مورداعتمادِ نزدیکانِ یک فرد مهم یا بانفوذ.

A small group of people who are especially close to and trusted by an important person.

«فقط حلقهٔ نزدیکانش از نقشه خبر داشتند.»

Only her inner circle knew the plan.

«او محفل نزدیک خود را به شام دعوت کرد.»

He invited his inner circle to dinner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confidantsمحرم‌رازان

رسمی. برای افراد مورداعتماد جایگزین می‌شود: her confidants advised her؛ اما لزوماً یک گروه سازمان‌یافته نیست.

Formal. It can replace 'inner circle' for trusted individuals: 'her confidants advised her'; it does not necessarily mean an organized group.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000