into power

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·to pow·er/ˈɪntu ˈpaʊər/
phrase (عبارت)common

عبارت — به قدرت

به قدرتبر سر کار

به جایگاه کنترل یا اختیار سیاسی رسیدن.

Into a position of political control or authority.

«آن حزب در سال ۲۰۲۴ به قدرت رسید.»

The party came into power in 2024.

«آن‌ها با رأی مردم بر سر کار آمدند.»

They were voted into power.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000