بازگشت

intimidator

in·tim·i·da·tor/ɪnˈtɪmɪˌdeɪtər/
intimidateto frighten or threaten-oragent noun suffix, one who does
noun (اسم)common
plural (جمع): intimidators
تهدیدکنندهمردمانداز

کسی که دیگران را می‌ترساند یا تهدید می‌کند تا خواسته‌اش را به دست آورد

someone who frightens or threatens others to get their way

«تهدیدکننده دانش‌آموزان جدید را به سکوت واداشت.»

The intimidator scared the new students into silence.

«او در جلسه مانند یک تهدیدکننده رفتار کرد تا به خواسته‌اش برسد.»

He acted like an intimidator during the meeting to get his own way.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bullyقلدر

محاوره‌ای و روزمره. معنای مشابه ولی معمولا به رفتار تهاجمی مکرر، به‌ویژه در مدرسه اشاره دارد.

Informal/everyday. Similar meaning but often implies repeated aggressive behavior, especially in school contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000