بازگشت

inundation

in·un·da·tion/ˌɪn.ʌnˈdeɪ.ʃən/
in-into / towards / insideundwave / flow-ateto cause / to do-ionaction or process / noun suffix
noun (اسم)formal
سیلابغرق‌آبیطغیان

پرشدگی یا غرق شدن یک منطقه با آب به صورت زیاد و ناگهانی.

The flooding or overwhelming covering of an area with water.

«شهر پس از باران‌های شدید دچار سیلاب شد.»

The town suffered from a severe inundation after heavy rains.

«غرق‌آبی مزارع به محصولات آسیب زد.»

Inundation of the fields damaged the crops.

تفاوت با واژه‌های مشابه
floodسیل

متداول. در بسیاری موارد درباره آب که زمین را می‌پوشاند، قابل تعویض است اما 'flood' در موقعیت‌های دیگر هم به معنی زیاد بودن است. مثال: 'سیل خانه‌ها را خراب کرد' درست است، 'سیل ایمیل‌ها' به معنی آب نیست.

Common. Interchangeable in many contexts referring to water covering land, but 'flood' can also mean excess in other contexts. Example: 'The flood destroyed homes' works, 'The flood of emails' doesn’t mean water.

delugeطغیان آب

رسمی یا ادبی. اشاره به طغیان بسیار بزرگ یا ناگهانی دارد که اغلب دراماتیک است. در زبان روزمره flood رایج‌تر است. مثال: 'طغیان دره را فرا گرفت' حالت دراماتیک دارد.

Formal or literary. Refers to a very large or sudden flood, often dramatic. In common speech, 'flood' is more frequent. Example: 'A deluge swept the valley' sounds dramatic.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000