inveigh

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·veigh/ɪnˈveɪ/
in-againstveighcarry, convey
verb (فعل)formalpast (گذشته): inveighedpast participle (مفعولی): inveighed-ing (حال): inveighing3rd (سوم): inveighs

فعل — انتقاد شدید کردن

انتقاد شدید کردندشنام دادنتهمت زدن

با شدت و خصومت در مورد چیزی صحبت یا نوشتن.

To speak or write about something with great hostility or criticism.

«آنها به شدت سیاست ناعادلانه را محکوم کردند.»

They inveighed against the unfair policy.

«او در سخنرانی‌اش به شدت از فساد انتقاد کرد.»

He inveighed in his speech about corruption.

تفاوت با واژه‌های مشابه
railناله کردن

غیررسمی. انتقاد شدید مشابه inveigh است.

Informal. Strong criticism similar to inveigh.

denounceمحکوم کردن

رسمی. محکوم کردن رسمی یا عمومی، نزدیک به معنا.

Formal. Officially or publicly condemn, close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000