بازگشت

junk

/dʒʌŋk/
1noun (اسم)common
ضایعاتآت‌وآشغالآشغال

اشیای کهنه و بی‌مصرف؛ مواد دورریختنی یا زائد.

Useless articles; discarded or refuse matter.

«گاراژ پر از آشغال‌های قدیمی بود.»

The garage was full of old junk.

«غذای بی‌ارزش زیاد نخور.»

Don't eat too much junk food.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trashزباله

روزمره. عموماً به زباله‌های خانگی، به‌ویژه زباله‌های خشک مانند بسته‌بندی اشاره دارد. برای اقلام دور ریخته‌شده جایگزین 'junk' می‌شود، اما 'trash' برای چیزهایی که از خانه دور می‌اندازید رایج‌تر است.

Everyday. Generally refers to household waste, especially dry waste like packaging. Interchangeable with 'junk' for discarded items, but 'trash' is more common for things you throw away from home.

rubbishزباله

روزمره (انگلیسی بریتانیایی). مشابه 'trash' است اما در انگلیسی بریتانیایی رایج‌تر است. می‌تواند به صورت استعاری برای چیزی با کیفیت پایین استفاده شود.

Everyday (British English). Similar to 'trash' but more common in British English. Can be used metaphorically for something of poor quality.

2verb (فعل)common
past (گذشته): junkedpast participle (مفعولی): junked-ing (حال): junking3rd (سوم): junks
دور انداختنمورد استفاده قرار ندادن

چیزی را به عنوان بی‌مصرف دور انداختن یا خلاص شدن از آن.

To discard or get rid of as useless.

«آنها تصمیم گرفتند کامپیوتر قدیمی را دور بیندازند.»

They decided to junk the old computer.

«او می‌خواست تمام فایل‌های قدیمی را دور بریزد.»

He wanted to junk all the outdated files.

تفاوت با واژه‌های مشابه
discardدور انداختن

رایج. یک اصطلاح رسمی‌تر و کلی‌تر برای خلاص شدن از شر چیزی که دیگر مفید نیست. می‌تواند جایگزین 'junk' شود وقتی فقط به دور انداختن چیزی اشاره می‌کنید، اما 'junk' بر بی‌ارزشی تأکید دارد.

Common. A more formal and general term for getting rid of something no longer useful. Can replace 'junk' when simply referring to throwing something away, but 'junk' emphasizes worthlessness.

dumpخالی کردن

غیررسمی. خلاص شدن از شر چیزی ناخواسته، اغلب به روشی بی‌دقت یا غیرقانونی. 'dump' می‌تواند به مقادیر بیشتر یا مکان نامناسب‌تر از 'junk' اشاره داشته باشد.

Informal. To get rid of something unwanted, often in a careless or illicit way. 'Dump' can imply larger quantities or an improper place more than 'junk'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000