keep someone on ice
keep some·one on ice/kip ˈsʌmwʌn ɑn aɪs/
phrase (عبارت)informal
عبارت — کسی را معطل نگه داشتن
کسی را معطل نگه داشتنتصمیم دربارهٔ کسی را عقب انداختن
رسیدگی به وضعیت کسی یا تصمیمگیری دربارهٔ او را معطل گذاشتن.
To delay dealing with someone or postpone a decision affecting them.
«شرکت ماهها او را معطل نگه داشت.»
“The company kept her on ice for months.”
«آنها تصمیم دربارهٔ متقاضی را تا ژوئن عقب انداختند.»
“They kept the applicant on ice until June.”