kerf

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kɜːrf/
noun (اسم)technicalplural (جمع): kerfs

اسم — برش

برشعرض برش

عرض ماده‌ای که در فرآیند برش برداشته می‌شود، به‌ویژه در نجاری یا فلزکاری

The width of material removed by a cutting process, especially in woodworking or metalworking

«عرض برش تیغه اره ضخامت برش را تعیین می‌کند.»

The saw blade’s kerf determines the cut thickness.

«قبل از بریدن چوب عرض برش را اندازه بگیرید.»

Measure the kerf before cutting the wood.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000