kiss off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌkɪs ˈɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — رد کردن

رد کردنمحل نگذاشتن

کسی را با بی‌اعتنایی یا گستاخی رد کردن و تحویل نگرفتن است.

To dismiss, ignore, or reject someone in a rude way.

«او شکایتش را با بی‌اعتنایی رد کرد.»

She kissed off his complaint.

«وقتی کمک می‌خواهم، من را تحویل نگیر.»

Do not kiss me off when I need help.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — گم شدن

گم شدندور شدن

رفتن یا دور شدن است و اغلب به‌صورت دستور به کار می‌رود.

To leave or go away, often as an order.

«او به خبرنگارها گفت گم شوند.»

He told the reporters to kiss off.

«برو و ما را تنها بگذار.»

Kiss off and leave us alone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000