kittle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

kit·tle/ˈkɪtl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): kittledpast participle (مفعولی): kittled-ing (حال): kittling3rd (سوم): kittles

فعل — سخت بودن

سخت بودنحساس بودن

(لهجه اسکاتلندی) سخت یا حساس بودن؛ به‌سادگی ناراحت شدن.

(Scottish) To be difficult to deal with, easily unsettled, or touchy.

«او نسبت به اشتباهات کوچک حساس می‌شود.»

He gets kittle about small mistakes.

«مسئله ممکن است مدیریت آن سخت باشد.»

The process can be quite kittle to manage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
touchyحساس

غیررسمی. به معنی به‌سادگی ناراحت شدن است.

Informal. Means easily upset or offended, similar use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000