lambast

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lam·bast/læmˈbæst/
verb (فعل)informalpast (گذشته): lambastedpast participle (مفعولی): lambasted-ing (حال): lambasting3rd (سوم): lambasts

فعل — شدید انتقاد کردن

شدید انتقاد کردنتکان دادن

شدیداً و به صورت خشمگینانه کسی یا چیزی را سرزنش کردن.

To criticize someone or something severely and angrily.

«نقدگر رمان را به خاطر داستان ضعیف شدیداً سرزنش کرد.»

The critic lambasted the novel for its weak plot.

«او تیم را به خاطر عملکرد ضعیف شدیداً سرزنش کرد.»

She lambasted the team for their poor performance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
criticizeانتقاد کردن

رایج. 'lambast' شدت و احساس بیشتری دارد.

Common. Interchangeable generally but 'lambast' is stronger and more emotional.

scoldسرزنش کردن

روزمره. بیشتر برای سرزنش کلامی و معمولاً کودکان به کار می‌رود.

Everyday. Refers more to rebuking verbally, especially children, less formal than 'lambast'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000