lathered up
lath·ered up/ˈlæðərd ʌp/
1phrase (عبارت)common
عبارت — کفکرده
کفکردهپوشیده از کف
که با کف غلیظ صابون یا مادهای دیگر پوشیده شده است.
Covered in a thick foam of soap or another substance.
«صورتش با کف اصلاح پوشیده شده بود.»
“He was lathered up with shaving cream.”
«سگ را برای حمام حسابی کفمالی کرده بودند.»
“The dog was lathered up for its bath.”
2phrase (عبارت)informal
عبارت — کفری شدن
کفری شدنحسابی عصبی شدن
بهشدت عصبانی، هیجانزده یا نگران بودن.
Very angry, excited, or worried about something.
«او پیش از مناظره حسابی عصبی شد.»
“He got lathered up before the debate.”
«برای یک اشتباه اینقدر کفری نشو.»
“Don't get lathered up over one mistake.”