laud
به طور بلند و آشکار کسی یا چیزی را تحسین کردن.
To praise someone or something highly and publicly.
«منتقدان کارگردانی فیلم جدید را تحسین کردند.»
“The critics lauded the new film's direction.”
«او برای فعالیتهای خیریهاش ستایش شد.»
“She was lauded for her charity work.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج است. مترادف عمومی برای بیان رضایت، در بسیاری از موارد جایگزین میشود ولی 'laud' رسمیتر است.
Common. General synonym for expressing approval, interchangeable in many contexts but 'laud' is more formal.
متضادها
تحسین، به خصوص به صورت رسمی یا علنی.
Praise, especially in a formal or public way.
«تحسین برای تلاشهای او بهخوبی سزاوار بود.»
“The laud for her efforts was well deserved.”
«او از تمام تیم تحسین دریافت کرد.»
“She received laud from the entire team.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج است. در این معنی با تحسین قابل تعویض است.
Common. Used interchangeably here to indicate positive recognition.