بازگشت

lawbreaking

law·break·ing/ˈlɔːˌbreɪkɪŋ/
lawlegal rules or systembreakto violate-ingaction or process
noun (اسم)common
تخلف از قانونجرم

عمل نقض قوانین؛ انجام اعمال غیرقانونی.

The act of violating laws; committing illegal acts.

«تخلف از قانون به جریمه منجر می‌شود.»

Lawbreaking leads to penalties.

«دولت بر کاهش تخلفات قانونی تمرکز دارد.»

The government focuses on reducing lawbreaking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crimeجرم

متداول. معمولا برای تخلفات جدی استفاده می‌شود.

Common. Usually for serious lawbreaking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000