lay one's tongue to

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/leɪ wʌnz tʌŋ tə/
phrase (عبارت)archaic

عبارت — به زبان آوردن

به زبان آوردنگفتن

شروع به گفتن چیزی کردن که بیشتر در جمله‌های منفی به کار می‌رود.

To begin to say or speak about something; chiefly used in negative statements.

«من چنین غیبتی را به زبان نمی‌آورم.»

I would not lay my tongue to such gossip.

«او هرگز دروغی به زبان نیاورد.»

She never laid her tongue to a lie.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000