lay the groundwork

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lay the ground·work/leɪ ðə ˈɡraʊndˌwɜrk/
phrase (عبارت)common

عبارت — زمینه‌سازی کردن

زمینه‌سازی کردنپایه‌ریزی کردن

کارهای اولیهٔ لازم را انجام دادن تا برنامه یا کاری در آینده ممکن شود.

To do the early work needed to make a future plan or activity possible.

«جلسه‌ها زمینهٔ توافق را فراهم کردند.»

The meetings laid the groundwork for an agreement.

«او برای پروژهٔ جدید زمینه‌سازی کرد.»

She laid the groundwork for the new project.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000