بازگشت

laziness

lazi·ness/ˈleɪzinəs/
lazyunwilling to work or use energy-nessstate or quality of
noun (اسم)common
تنبلیکسالت

وضعیت یا ویژگی بی‌میلی به کار کردن یا استفاده از انرژی.

The quality or state of being unwilling to work or use energy.

«تنبلی‌اش باعث شد کارها را تمام نکند.»

His laziness stopped him from finishing tasks.

«غلبه بر تنبلی نیاز به انگیزه دارد.»

Overcoming laziness requires motivation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
idlenessتن‌آسایی

رسمی. مشابه است ولی شاید بیشتر به بی‌فعالی اشاره کند تا بی‌میلی.

Formal. Similar but may refer more broadly to inactivity rather than unwillingness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000