بازگشت

lean back

/liːn bæk/
phrasal verb (فعل عبارتی)common
تکیه دادن به عقبخم شدن به عقب

بدن را به سمت عقب خم کردن، معمولاً به شکلی راحت یا غیررسمی.

To tilt or recline one's body backward, often in a relaxed or casual manner.

«او در صندلی تکیه داد و آه کشید.»

He leaned back in his chair and sighed.

«در جلسه، او برای گوش دادن بهتر به عقب تکیه داد.»

During the meeting, she leaned back to listen carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reclineدراز کشیدن یا تکیه دادن

رسمی/مرسوم. وقتی به تکیه دادن به صندلی برای استراحت گفته شود قابل جایگزینی است.

Formal/common. Interchangeable when describing leaning back in a seat to rest or relax — 'He reclined in his chair' and 'He leaned back in his chair' are similar in this context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000