بازگشت

recline

re·cline/rɪˈklaɪn/
re-back, againclinelean
verb (فعل)common
past (گذشته): reclinedpast participle (مفعولی): reclined-ing (حال): reclining3rd (سوم): reclines
تکیه دادنلم دادندراز کشیدن

تکیه دادن یا به حالت خوابیده و راحت دراز کشیدن.

To lean or lie back in a relaxed position.

«بعد از یک روز طولانی روی صندلی لم داد.»

She reclined in the chair after a long day.

«صندلی برای راحتی بیشتر در پروازهای طولانی به عقب می‌رود.»

The seat reclines for more comfort on long flights.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lean backتکیه دادن به عقب

روزمره. وقتی بخواهیم حالت تکیه دادن به عقب را بگوییم جایگزین خوب است اما recline معمولاً حالت راحت‌تر و عمدی‌تر را می‌رساند.

Everyday. Can replace 'recline' when describing the act of leaning backward generally, but 'recline' often implies a more deliberate or comfortable position.

lie backدراز کشیدن به پشت

روزمره. بیشتر برای دراز کشیدن کامل استفاده می‌شود؛ وقتی حالت راحت مشخص باشد، جایگزین recline است.

Everyday. Used for fully lying down mostly; interchangeable with 'recline' when context makes the relaxed posture clear.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000