leave a sour taste in one's mouth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/liːv ə saʊər teɪst ɪn wʌnz maʊθ/
phrase (عبارت)common

عبارت — حس بد به جا گذاشتن

حس بد به جا گذاشتنخاطر تلخ بر جا گذاشتن

باعث شدن کسی احساس یا خاطره‌ای ناخوشایند از چیزی داشته باشد.

To leave someone with an unpleasant feeling or memory.

«آن حرف بی‌ادبانه حس بدی در من به جا گذاشت.»

The rude comment left a sour taste in my mouth.

«آن معامله برای او خاطره‌ای تلخ بر جا گذاشت.»

The deal left a sour taste in her mouth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000