leave alone

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

leave a·lone/liːv əˈloʊn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تنها گذاشتن

تنها گذاشتندست نکشیدن

مزاحم کسی یا چیزی نشدن یا دخالت نکردن.

To not disturb or interfere with someone or something.

«لطفاً برای فکر کردن تنهایم بگذار.»

Please leave me alone to think.

«سگ را تنها بگذار، او خواب است.»

Leave the dog alone, he is sleeping.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000