بازگشت

leech

/liːtʃ/
1noun (اسم)common
plural (جمع): leeches
زالو

نوعی کرم که خون می‌مکد و اغلب در آب‌های شیرین یافت می‌شود.

A type of bloodsucking worm often found in freshwater.

«زالو به پای او چسبید.»

The leech attached to his leg.

«قبل‌ها از زالوها در پزشکی استفاده می‌شد.»

Leeches were once used in medicine.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bloodsuckerخون‌مک

غیررسمی. می‌تواند هم به زالو و هم به افراد سوءاستفاده‌گر گفته شود.

Informal. Can refer to leeches or to people who exploit others.

2verb (فعل)informal
past (گذشته): leechedpast participle (مفعولی): leeched-ing (حال): leeching3rd (سوم): leeches
چسبیدن بهاستثمار کردن

بچسبد به کسی و منابع مالی یا عاطفی او را استخراج کند.

To cling to and drain resources from someone, often financially or emotionally.

«او توسط خویشاوندان طماعش استثمار شد.»

He was leeched by his greedy relatives.

«اجازه نده کسی از موفقیتت سوءاستفاده کند.»

Don’t let anyone leech off your success.

تفاوت با واژه‌های مشابه
parasiteانگل

رسمی. معمولاً اسم است ولی مجازاً می‌تواند اشاره به سوءاستفاده‌کننده باشد.

Formal. Usually a noun, but can metaphorically mean someone who exploits.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000