letting go

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

let·ting go/ˈlɛtɪŋ goʊ/
phrase (عبارت)common

عبارت — رها کردن

رها کردنگذشتن

عمل رها کردن کنترل یا وابستگی عاطفی.

The act of releasing control or emotional attachment.

«رها کردن عصبانیت سالم است.»

Letting go of anger is healthy.

«او در حال یادگیری هنر رها کردن است.»

She is learning the art of letting go.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000