به صورت رسمی اجازه یا مجوز گرفته شده توسط یک نهاد قانونی یا نظارتی.
Officially permitted or authorized by a legal or regulatory body.
«راننده مجاز اجازه دارد وسیله نقلیه را براند.»
“The licensed driver is allowed to operate the vehicle.”
«فقط حرفهایهای مجاز میتوانند این خدمت را انجام دهند.»
“Only licensed professionals can perform this service.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به معنای کسب اجازه رسمی است؛ اغلب با licensed قابل جایگزینی است.
Common. Means given official permission; often interchangeable with licensed.
متضادها
دادن اجازه رسمی یا مجوز به کسی برای انجام کاری.
To give official permission or a license to someone to do something.
«دولت به شرکت تاکسی جدید مجوز داد.»
“The state licensed the new taxi company.”
«آنها مجوز نرمافزار را برای استفاده تجاری صادر کردند.»
“They licensed the software for commercial use.”