بازگشت

lie back

/laɪ bæk/
phrasal verb (فعل عبارتی)common
دراز کشیدنلم دادن

در حالت درازکش و راحت قرار گرفتن و استراحت کردن

to recline or rest in a lying position, usually with the body supported and relaxed

«او روی مبل دراز کشید و چشم‌هایش را بست.»

She lay back on the couch and closed her eyes.

«بعد از یک روز طولانی، دوست دارد دراز بکشد و استراحت کند.»

After a long day, he likes to lie back and relax.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reclineدراز کشیدن

رسمی یا خنثی. زمانی که به لم دادن راحت اشاره دارد قابل جایگزین است.

Formal or neutral. Interchangeable when referring to leaning back comfortably — 'She reclined on the sofa' works well.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000